دماوند 3

ای قلۀ سر فراز عالم
ای کوه بلند ای "دماوند"
ای آنکه جهان ز پایداریت
بر گردش خویش می­دهد پند
آنانکه به راه عشق رفتند
اِستادگی از تو یاد گیرند
ای مادر کوه­های ایران
"توچال" و "سهند" بر تو فرزند
از پیر و جوان و هر چه دیدیم
بر فتح تو جمله آرزومند

هر کس که نمایی از تو را دید
گردیده به یک نگاه در بند
اِستاده در اوج سربلندی
افراشته سر به لب شکرخند
رویت همه زرد، همچو خورشید
گردش همه برف، نور مانند
بر گِردِ سرت هماره ریزند
از چشم حسود، دود اسپند

دلخون ز هزار توی تاریخ
زان لحظه که تیر "آرش" افکند
آن آه که می­کشی ز سینه
این دود که بر لب آیدت چند
با "اوج "ببین به اوج رفتیم
فریاد ظفر کلات برکند
"شیرینی" فتح کاممان باد
یابیم به قند فتح پیوند